تبليغاتX
ANDISHEHAYE SABZ
ANDISHEHAYE SABZ
درد من حصار برکه نيست... درد من،زيستن با ماهياني است که فکر دريا به ذهنشان خطور نکرده است
چیزی به نام "شکست" وجود ندارد

شکست" نقطه ی مقابل "موفقیت" نیست.

         ترجیحاً باید اظهار داشت که بهتر است نقطه ی متضاد موفقیت را عواملی نظیر بی تفاوتی و سهل انگاری در نظر بگیریم چراکه بی تفاوتی و بی مسئولیتی می تواند ما را در جاده توهم و بی میلی قرار دهد. در این شرایط بیهوده تلاش می کنیم و اهداف غیر واقعی برای خود قائل می شویم و متاسفانه نمی توانیم به خواست های خود جامه ی عمل بپوشانیم. از سوی دیگر اگر  بخواهیم موفقیت را بررسی کنیم باید اذعان بداریم که مقوله مذکور صرفاً در "رسیدن" و "ثمر یافتن" است که می تواند معنا پیدا کند.


         اصلاً مهم نیست که با چه نوع محدودیت هایی روبرو هستیم و یا چه حدودی در پیش رویمان وجود دارد؛ اگر بخواهیم بر روی محدودیت ها و موانع برچسب شکست بزنیم، با این کار خود ارزش ذاتی و وجودیمان را از بین می بریم و توانایی تغییر شرایط را از دست خواهیم داد. باید توجه داشت که هنر فائق آمدن بر محدودیت ها را بیشتر میتوان به عنوان یک تمرین معنوی و روحانی در نظر گرفت. این امر به شما ارزش، احترام، و شان خاصی عطا می کند، و سبب می شود که خودتان را به عنوان یک پیشرو در مسیر سفر به سوی کسب موفقیت های بیشتر ببینید. 


          بسیاری از افراد قضاوت های نا آگاهانه و نسنجیده ای از خود و توانایی هایشان دارند و قادر نیستند که تصویر مناسبی از شخصیت فردیشان در ذهن بسازند. این قبیل افراد مسیر صحیح معنوی زندگی خود را پیدا نکرده اند و در برخی موارد شاهد آن هستیم که پس مانده های عاطفی مسموم گذشته را به دوش میکشند و به هیچ وجه قادر به زمین گذاشتن آنها نیستند. عموماً ماهیت وجودی افراد از دو جزء تشکیل می شود. از یک طرف قسمتی از وجودتان هست که به شما اجازه پیش روی نمی دهد و از سوی دیگر قسمت دیگری از وجودتان هم هست که شما را تشویق می کند تا موقعیت های جدید را در آغوش بگیرید. نیکوست تنشی که میان این دو جزء ایجاد می شود را نه تنها به منزله ی یک امتیاز ویژه محسوب کنید، بلکه باید آنرا به عنوان نوعی عرصه ی مولد که حاوی گونه ای تعادل و آرامش است نیز در نظر بگیرید. این قابلیت به شما کمک میکند تا بتوایند ارزیابی دقیقی از خواست ها و نیازهای خود داشته باشید.


         البته رسیدن به تعادل و آرامش مبحثی نیست که بتوان به راحتی و با سرعت زیاد به آن دست پیدا کرد. برای رسیدن به مطلوب خود باید یک روند معقول آن هم در یک بازه ی زمانی معین را طی کنید. اصولاً طبیعت پالایش و پاکسازی روح بدین شرح است: تبدیل کردن همه ی محدودیت ها و تاریکی ها به روشنایی. همچنین طبیعت شفا و بهبودی نیز این چنین است: ریشه کن کردن علائم و الگوهای اخلاقی و رفتاری دست و پا گیر و روشن کردن این مطلب که چه کسی هستیم و چه کسی می خواهیم باشیم۰ ۰ ۰

|+| نوشته شده توسط آرمین در پنجشنبه سوم مرداد 1387 ساعت 12:9 |

چیزی به نام "شکست" وجود ندارد 2

    

         مسئله ای که باید بیش از پیش به آن توجه داشت این است که "شکست" متضاد "موفقیت" نیست. ترجیحاً می توان اظهار داشت که نقطه ی مقابل موفقیت، چیزی نیست جز بی تفاوتی و سهل انگاری. به این خاطر که بی تفاوتی ما را در جاده ی سهل انگاری و بی مسئولیتی قرار می دهد، سبب می شود تلاش بیهوده به خرج دهیم و اهداف غیر واقعی برای خود در نظر بگیریم. موفقیت سراسر رسیدن و ثمر گرفتن است. گاهی اوقات شاید برای رسیدن به موفقیت لازم باشد عقب نشینی کنیم تا بتوانیم به آرامش و سکون بیشتری دست پیدا کنیم، و شاید گاهی اوقات لازم باشد از پیشروی های یک سویه به سمت ناشناخته ها دست بکشیم.

          اگر هدف مورد نظر خیلی فراتر از دست یابی باشد و ما با تمام قدرتمان تلاش کنیم تا بتوانیم به آن دست بیابیم، می توانیم نتیجه بگیریم که موفقیت در همان تلاشی که می کنیم نهفته است، در همان طی کردن مسیر، در توانایی تلاش کردن، در استطاعت رسیدن به مطلوب، در کمالی که تمامیت جسم، ذهن، و قلبمان را محصور کرده و آنها را با هم همسو میکند تا هدفی را که می خواهیم دنبال کنیم.


          در راه رسیدن به رشد معنوی، ما نمی توانیم روند پیشرفت خود را از روی میزان کارهایی که برای انجام دادن باقی مانده است، ارزیابی کنیم. چرا که ما هیچ وقت نمی توانیم بفهمیم چه مدتی طول کشیده تا ما برای چالشی که در حال حاضر با آن روبرو هستیم، آماده شویم. چالشی که حتی اگر ساده هم به نظر برسد، باز هم کاملاً سخت است و بیانگر گامی مهم در بالغ سازی روح بشریت به شمار می رود. نمیتوان گفت که ما در حال حاضر در کجای این مسیر رشد واقع شده ایم. ما نمی توانیم جایگاه فعلی خود را در مقام مقایسه با جایگاه دیگران مشخص کنیم.

         دلیلش کاملاً واضح است: شاید فردی را که ما می بینیم توانسته کارهایی را انجام دهد که ما نمی توانیم با موفقیت به پایان برسانیم ولی شاید در حوزه های دیگری دچار مشکل باشد که ما از آن بی اطلاع هستیم. چون نقاط ضعف آنها را به عینه نمی بینم، احساس می کنیم که اصلاً وجود ندارند.


         هر کسی در مرحله ی رشد، بر چیزی غلبه می کند و از یک سطح به سوی سطوح دیگر گام بر می دارد تا در مسیر خود، رشد و تعالی عرفانی پیدا کرده و به نور و حقیقت دست پیدا کند. هیچ راه کمالی به غیر از این وجود ندارد. و این مسئله چیزی نیست که به شما بدهند یا اعطا کنند. باید آن را بدست آورید و این امر تنها با یک تصمیم ذهنی که با خود بگویید: "من باید آن را بدست آورم" میسر نخواهد شد. روح شما باید تمام مراحل تزکیه را تجربه کند.


انتقال از شکست به موفقیت شامل چه مراحلی است؟
 

        سطوح گذر از شکست و رسیدن به موفقیت شامل چه مواردی می شود؟ ابتدا باید به خودتان آزادی بدهید؛ افزایش موفقیت شما به شدت و کثرت میزان آزادی هایی که برای خود قائل می شوید بستگی دارد. باید ببینید که تا چه اندازه می توانید خودتان را از قید و بندها و محدودیت ها نجات دهید. موفقیت فردی، مسئله ای نیست که تعریف خاصی داشته باشد، و یا بتوان برای آن استاندارهای جهانی قائل شد و سپس برای رسیدن به آن استاندارها تلاش نمود. زمانی به موفقیت دست پیدا خوهید کرد که با خودتان صادق باشید.

         باید این جرات را پیدا کنید که خودتان باشید و با تمام وجود درک کنید که در اعماق وجودتان چه چیزی نهفته است. باید ببیند که چشم های جهان به مقبولیت عام بیش از صداقت اهمیت می دهد. شاید تصور کنید که فرهنگ یا رسوم حاکم بر جامعه حیطه ای از موفقیت را نمایان می سازد، ولی همین استانداردهای مرسوم، برای سال بعد، نسل بعد، و دوره بعد تغییر پیدا می کنند و دیگر به عنوان موفقیت محسوب نمی شوند؛ اما استنباط ما از حقیقت و اینکه چه کسی هستیم همیشه می تواند مبین موفقیت باشد، چرا که با این دید کاری نکرده ایم جز اندازه گیری حقیقت و این حقیقت جویی و حقیقت شناسی تنها آزادی های بیشتری را برای ما به ارمغان می آورد، و ما را از روشنایی به سوی نورهای تابنده تر هدایت می نماید.
                                                                                             

|+| نوشته شده توسط آرمین در پنجشنبه سوم مرداد 1387 ساعت 12:6 |

هزار بار بهتر زندگي کنيم

 

           براي اينکه هزار بار بهتر زندگي کنيم کافي است افکار مثبت را در خود پرورش دهيم  و عادت کنيم که هر شب نيم ساعت قبل از خواب يک کتاب خوب را مطالعه کنيم.

اين چنان اثر مطلوبي بر تمام زندگي ما خواهد گذاشت که باور کردني نيست و بعد ازآن متوجه مي شويم که اصولا تا قبل از آن زندگي نمي کرديم.
براي رسيدن به وضعيت روحي بهتر در زندگي شناختن  افکار و انديشه هايي که در ضعف يا نشاط دخيل هستند از اهميت بالايي برخوردار است.
به طور مثال اگر در يک مسابقه ورزشي افکارمان بر متجلي کردن استعدادهاي خود و احترام و ارزش قائل شدن به اين توانايي خداداد باشد خود را تقويت کرده و به خود قدرت بخشيده ايم ولي اگر فکرمان اين باشد که هر طوري است بايد بر حريف غلبه کنيم و به هر قيمتي بايد برنده شويم باعث رقابت و سلطه جويي مي شود و کل ساختمان بدنمان ضعيف  مي شود.

  افکار ما باعث تقويت و تضعيف برخي از عضلات ماهيچه هاي مهم بدن مي شود. قلب ماهيچه اي است که بر اثر انديشه هاي ما قوي يا ضعيف مي شود حتي  کليه ها، جگر، ريه، روده با ماهيچه هايي احاطه شده اند که تحت تاثير افکارمان است.
انسان هايي هستند که از زندگي خود ناراضي هستند. هميشه و در هر موقعيت که آنها را ببينيد فقط ابراز نارضايتي مي کنند. اين رفتار آنها خسته کننده و کسالت آور است. اگر از آنها بپرسيد: آيا تا به حال به اين فکر کرده ايد که بهتر از اين هم مي توان زندگي کرد، به شما خواهند گفت: سعي کرده ام ولي نمي شود. آيا شما هم از اين دسته انسان ها هستيد. آيا شما هم فقط ناراضي هستيد و آيا شما هم فکر مي کنيد امکان تغيير وجود ندارد؟ اگر از اين دسته  آدم ها هستيد؟ بدانيد که هم خود را زجر مي دهيد و هم اطرافيانتان را در رنج مستمر قرار داده ايد.
با بکار بردن راهکارهايي مي توانيد زندگي خود را بهتر کنيد، از جمله اين راهکارها اين است که مشکلات خود را خوب ببينيم، راه حل ها را ياد بگيريم و تلاش کنيم موضوعاتي که موجب رنج مي شود شناسايي کنيم. به طور مثال اگر به نظر پدر يا مادرتان فرزند خوبي نيستيد، سعي نکنيد براي آنها دليل بياوريد و آنها را قانع کنيد که اشتباه مي کنند، بلکه ياد بگيريد چگونه مي توان فرزند خوبي بود.

در گام دوم هرگز فکر نکنيد فقط درک شما درست است. ادراک شما فقط نتيجه آموخته ها و گذشته شماست. شايدغلط ياد گرفته باشيد و رفتارهايي را انجام دهيد که به خاطرآنها به شما احترام بگذارند; نه اين که مجبور باشيد به خاطر انجام آنها همواره عذرخواهي کنيد.

 هميشه در پي اين باشيد که چگونه مي توان زندگي را مديريت کرد. مثلا اگر علاقه داريد که اطرافيان به شما احترام بگذارند، بايد روشي را انتخاب کنيد که منجر به اين هدف شود و اگر روشي را براي رسيدن به يک هدف، بارها و بارها تجربه کرده ايد ولي به هدف نرسيده ايد، حتما روش خود را تغيير دهيد. مثلا اگر براي اين که به شما احترام بگذارند، آنها را تحقير کرده ايد، روش خود را تغيير دهيد.
مشورت با متخصصين گامي ديگر براي انتخاب روش هايي بهتر است و هيچ انساني وقت آن را ندارد که براي انتخاب يک روش زندگي، همه راه ها را تجربه کند.
قدرت خود را براي چشم پوشي  و گذشت نسبت به مسايل افزايش دهيد. بسياري از مسائل اصلا ارزش ندارند که وقت شما را بگيرند. مسلما اطرافيان و دوستان شما آنقدر خوبي دارند که شما بتوانيد به راحتي از بدي هاي آنها صرف نظر کنيد.
اشتياق و علاقه خود را به زندگي بهتر، نشان دهيد. پرانرژي باشيدو با افرادي ارتباط برقرار کنيد که موفقيت شما را مي خواهند. آنها شما را به سوي موفقيت هل خواهند داد.
و . . . .

           در گام آخر بايد گفت که  هميشه براي نفر اول بودن حرکت کنيد، 

                                   بهترين شوهر، بهترين زن، بهترين پدر، بهترين مادر، بهترين دوست.
                                   مطمئن باشيد پس از اين، زندگي خيلي زيباتر خواهد شد.

|+| نوشته شده توسط آرمین در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 ساعت 23:40 |

Che tesoro che sei

 

 

 

یکی از دوستان این شعر ایتالیائی را واسم داده بود حیفم اومد نزارم تو وبلاگ . . .

 

 

Che tesoro che sei, quando mi guardi
چقدر دوست داشتنی هستی وقتی به من نگاه میکنی


Quando dici che mi chiami dopo enon mi chami mai
وقتی که میگی بعدا بهت زنگ میزنم، اما هیچوقت نمیزنی


Che tesoro che sei, quando fai tardi
چقدر دوست داشتنی هستی وقتی دیر میکنی


Dici "scusa sono in mezzo al traffico mi aspetterai?
میگی « معذرت میخام، وسط ترافیک گیر کردم، منتظرم بودی؟ »


E se il nostro poi non fosse amore giuro
با این وجود اگه مال ما عشق نیست، قسم میخورم،


Io non ti lascerei
ترکت نمیکنم.


Anche se pensi che di te non me ne importa niente
حتی اگه فکر کنی که بهت اهمیت نمیدم،


Anche se non fossi un angelo
حتی اگه یه فرشته نباشی،


Io non ti cambierei
عوضت نمیکنم.


Perch sei bella bella bella bella.. come sei
چون تو زیبا، زیبا، زیبا، زیبا،... هستی.


Sei bella come ti vorrei
زیبا هستی، همونطور که میخام باشی


Che tesoro che sei, quando ti svegli
چقدر دوست داشتنی هستی، وقتی بیدار میشی


Quando esci dalla doccia corri e non ti asciughi mai
وقتی از زیر دوش بیرون میایی، میدوئی و خودتو خشک نمیکنی


Ti rivesti nel buio e leghi i tuoi capelli
تو تاریکی لباس میپ‍وشی و موهاتو میبندی


Un biglietto per me, sono pazza di te, non lo sai..
یه نگاهی به من کن، من دیونه اتم، نمیدونی...

...


Che tesoro che sei, quando mi guardi
چقدر دوست داشتنی هستی، وقتی به من نگاه میکنی


Quando penso con gli stessi occhi tu mi lascerai
وقتی فکر میکنم با همون چشمها منو ترک میکنی


Che paura che hai, non mi sorprendi
از چی میترسی، منو متعجب نمیکنی


Perch stare con me non bere un caff, e tu lo sai
چرا با من نمیمونی یه قهوه بخوری، و تو میدونی

|+| نوشته شده توسط آرمین در یکشنبه یازدهم فروردین 1387 ساعت 21:2 |

هدف چیه

 

                بیایید بعضی وقت ها راجع به هدف هامون تو زندگی فکر کنیم. هدف چیه!؟ دنبال چی هستیم!؟ کی قرار بهش برسیم!؟ آیا هدفی که می خواهیم بهش برسیم ارزش چیزایی رو که در راه رسیدن بهش از دست می دیم رو داره!؟ اصلا چه چیزایی رو از دست می دیم که بهش برسیم!؟

        برای اکثر ماها، هدف ها از پیش تعیین شده است! اما متاسفانه نه توسط خودمون! شاید فکر کنید منظورم اینه که این هدف ها توسط خانواده تعیین شده. اما باید بگم نه. درسته که خانواده خیلی در تعیین پارادایم ها تاثیر گذاره اما خانواده از کجا اومده!؟ باید یه نهاد قدرت مندتری وجود داشته باشه که بر خانواده هم استیلاء داره و اونه که هدف ها رو تعیین و تبیین می کنه. پس خانواده تنها یکی از ابزار هاست.

         این نظام خیلی جالب و زیرکانه طرح ریزی شده و البته مختص جامعه ما نیست و در تمام دنیا به همین صورت داره عمل میشه. بذارید با یه مثال توضیح بدم. فرض کنید یک کارخانه که قراره ده هزار نفر داخل اون مشغول به کار بشند، ساخته شده.

          حالا ما یه کارخانه خالی داریم و ده هزار جای خالی! این ده هزار جا رو کی باید پر کنه!!؟ یه عده باید مدیریتش کنند، یه عده باید توش کار علمی انجام بدن و از مغزشون استفاده کنند. یه عده باید از دستاشون استفاده کنند و یه چیزایی رو طبق برنامه کنار هم بگذارن، یه عده باید آموزش بدن، یه عده باید مراقب سلامت روحی و روانی افراد باشند، یه عده باید امنیت رو تامین کنند و خیلی کارای دیگه که بیشتر از این نیاز به توضیح نیست. خوب این همه آدم باید از پیش تربیت شده باشند.

         این مثال رو تعمیم بدید به اجتماع. تو این اجتماع میلیون ها میلیون آدم وجود دارند که من تو این پست می خوام راجع به طبقه ای از آدم ها صحبت کنم که در ادبیات رایج جامعه ما زندگی هدف مندی دارند و در مسیر رسیدن به اهدافشون دارن قدم بر می دارند و به اصطلاح حق انتخاب وسیعی دارند( پس در مورد کارگری که مجبوره صبح تا شب برای سیر کردن خودش و خانوادش کار کنه صحبت نمی کنم).

         اهدافی که گفتم از قبیل ثروت، پیدا کردن شریک زندگی، علم و دانش و خیلی چیزای کوچک و بزرگ دیگه . اکثر آدم هایی که در فرهنگ ما موفق محسوب می شن در حقیقت اختیار خاصی از خودشون ندارند و تنها در این بدنه از پیش طراحی شده جایی ثابت برای خودشون باز کردند و برای سال های سال همون جا می مونند و هر روز کارهایی رو تکرار می کنند که سال ها پیش هم داشتند انجام می دانند و به احتمال قوی سال های بعد هم (شاید با یه تغییرات جزئی) دوباره انجام می دن، بدون اینکه راجع به این مسیر فکر کنند! اگه اطرافتون رو نگاه کنید در مورد اکثر آدم های اطرافتون با اطمینان زیادی می تونید حدس بزنید که این آدم 5 سال دیگه داره چه کاری انجام میده!! مثلا یکی که از دانشگاه اومده بیرون 4..5 سال دیگه ازدواج کرده و یه جایی همین دور و ورا داره زندگی می کنه و فکر و ذکرش سیر کردن زن و بچه هاشه، یه مغازه دار 5 سال بعد اگه خیلی زرنگ باشه مغازه بزرگ تری رو داره می چرخونه. یه کارمند که تا آخر عمرش کارمند می مونه!!! یه معلم یا استاد دانشگاه 20...30 سال کار تربیت اون نیروهایی رو انجام میده که در آینده جای خودشون یا دیگران رو در بدنه جامعه پر کنند و صد ها مثال دیگه از این دست.

          در واقع می شه کل مسیر زندگی یک آدم که 70 سال عمر کرده رو روی یک کاغذ A4 کشید و برای آدم هایی که در همون رده کار می کنند این کاغذ رو فقط زیراکس کرد!!! در مورد اکثر آدم ها اگه مسیر زندگی تا 35 سال رو بدن می شه خیلی راحت بقیه مسیر تا زمان مرگ رو رسم کنیم. اما در این بین چه تعداد از آدم ها واقعا به کاری که انجام می دن واقف هستند!!؟ مثلا چند نفر رو می شناسید که واقعا می دونند چرا درس می خونند، چرا ازدواج می کنند، چرا مال اندوزی می کنند، چرا بچه دار می شن و ده ها سوال از این دست!!

حالا آیا باید با این نظام پش رفت و یکی از اهداف از پیش تعیین شده رو انتخاب کرد ؟ این نظام رو کی اداره می کنه!؟ آیا از قبل برای این نظام تصمیم گیری شده؟ چه کسی این تصمیم گیری رو انجام داده!؟ اگه کسی نخواد با این نظام پیش بره چه کاری باید انجام بده!؟ یا اگه کسی هم بخواد با این نظام پیش بره آیا بهتر نیست به حقیقت این نظام پی ببره و با آگاهی کارش رو انجام بده!؟

در این مورد خیلی سوالات وجود داره اما جوابی نیست! در حقیقت جواب مطلقی نیست. هر کسی باید جواب خودش رو بده و قطعا همه خواهند تونست جواب خودشون رو بدند. جالب اینجاست که هر جوابی به این سوالات داده بشه درسته و جواب غلط وجود نداره و هیچ جوابی بر دیگری برتری نداره...

                                                                                             

|+| نوشته شده توسط آرمین در شنبه دهم فروردین 1387 ساعت 23:31 |

سال نو مبارك . . .
 

با نام او . . .

خداوندا در این سال پیش رو . . .

هر آنچه انسانیت را تباه می کند !

مارا به نخواستن و نداشتنش روئین تن کن .

                                                      سال نو مبارک

                                                                      

|+| نوشته شده توسط آرمین در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 ساعت 21:17 |

الفباي زندگي

 

 

A – Accept : پذيرا باشيد:

ديگران را همانگونه که هستند بپذيريد ، حتي اگر برايتان مشکل باشد که عقايد ، رفتارها و نظرات آنها را درک کنيد.

 

B - Break away : خودتان را جدا سازيد:

خود را از تمام چيزهايي که مانع رسيدن شما به اهدافتان مي شود جدا سازيد.

 

C - Creat : خلق کنيد :

خانواده اي از دوستان و آشنايانتان تشکيل دهيد و با آنها اميدها ، آرزوها ، ناراحتي ها و شادي هايتان را شريک شويد..

 

D – Decide : تصميم بگيريد:

تصميم بگيريد که در زندگي موفق باشيد . در آن صورت شادي راهش را به طرف شما پيدا مي کند و اتفاقات خوشايند و دلپذيري براي شما رخ خواهد داد.

 

E - Explore : کاوشگر باشيد :

جستجو و آزمايش کنيد . دنيا چيزهاي زيادي براي ارائه کردن دارد و شما هم قادريد چيزهاي زيادي را ارائه دهيد. هر زمان که کار جديدي را آزمايش مي کنيد خودتان را بيشتر مي شناسيد.

 

F - Forgive : ببخشيد :

ببخشيد و فراموش کنيد . کينه فقط بارتان را سنگين تر مي کند و الهام بخش ناخوشايندي است. از بالا به موضوع نگاه کنيد و به خاطر داشته باشيد که هر کسي امکان دارد اشتباه کند.

 

G - Grow : رشد کنيد:

عادات و احساسات نادرست خود را ترک کنيد تا نتوانند مانع و سد راه شما براي رسيدن به اهدافتان شوند.

 

H – Hope : اميدوار باشيد:

به بهترين چيزها اميد داشته باشيد و هرگز فراموش نکنيد که هر چيزي امکان پذير است ، البته اگر در کارهايتان پشتکار داشته باشيد و از خدا کمک بخواهيد.

 

I - Ignore : ناديده بگيريد:

امواج منفي را ناديده بگيريد . روي اهدافتان تمرکز کنيد و موفقيت هاي گذشته را بخاطر بسپاريد . پيروزي هاي گذشته نشانه و رابطي براي موفقيت هاي آينده هستند.

 

J – Journey : سفر کنيد:

به جاهاي جديد سر بزنيد و با فکر روشن ، امکانات جديد را آزمايش کنيد . سعي کنيد هر روز چيزهاي جديدي را بياموزيد ، بدين صورت رشد خواهيد کرد و احساس زنده بودن مي کنيد.

 

K – Know : بدانيد:

بدانيد که هر مساله اي هر چقدر هم که سخت و دشوار باشد در نهايت حل خواهد شد . همان طور که گرماي مطبوع و دلپذير بهار پس از سرماي طاقت فرساي زمستان مي آيد.

 

L – Love : دوست بداريد :

اجازه دهيد که عشق به جاي نفرت ، قلبتان را پر کند. زماني که نفرت در قلب شما ساکن است هيچ فضاي خالي براي عشق وجود ندارد ، اما موقعي که عشق در قلبتان ساکن است ، تمام خوشبختي و شادي در وجودتان قرار دارد.

 

M – Manage : مدير باشيد:

بر زمان مديريت داشته باشيد ، تا استرس و نگراني کمتري شما را رنج دهد . استفاده درست از زمان باعث مي شود که روي موضوعات مهم بهتر تمرکز کنيد.

 

N - Notice : توجه کنيد:

هرگز افراد فقير ، نااميد ، رنج کشيده و ضعيف را ناديده نگيريد و هر نوع کمکي را که قادريد به اين افراد ارائه دهيد از آنان دريغ نکنيد.

 

O - Open : باز کنيد:

چشم هايتان را باز کنيد و به تمام زيباييهايي که در اطرافتان وجود دارد نگاه کنيد ، حتي در سخت ترين و بدترين شرايط ، چيزهاي زيادي براي سپاسگزاري وجود دارد.

 

P – Play : بازي و تفريح کنيد:

فراموش نکنيد که در زندگيتان تفريح و سرگرمي داشته باشيد . بدانيد که موفقيت بدون شادي و لذت هاي مشروع ، مفهومي ندارد.

 

Q – Question : سوال کنيد:

چيزهايي را که نمي دانيد بپرسيد ، زيرا که شما براي ياد گرفتن به اين کره خاکي آمده ايد.

 

R – Relax : آرامش داشته باشيد:

اجازه ندهيد که نگراني و استرس بر زندگي شما حاکم شود و به ياد داشته باشيد که همه چيز در نهايت درست خواهد شد.

 

S – Share : سهيم شويد:

استعدادها ، مهارتها ، دانش و توانائيهايتان را با ديگران تقسيم کنيد ، زيرا هزاران برابر آن به سمت خودتان برمي گردد.

 

T – Try : تلاش کنيد:

حتي زماني که روياهايتان غير ممکن به نظر مي رسند تلاشتان را بکنيد . با تلاش و مشارکت در انجام کارها ماهرو خبره مي شويد.

 

U – Use : استفاده کنيد :

از استعدادها و توانايي ها يتان به عنوان بهترين هديه استفاده کنيد . استعدادهايي که تلف شوند ارزشي ندارند. استفاده صحيح از استعدادها و تواناييهايتان براي شما پاداش هاي غيرمنتظره اي به دنبال دارد.

 

V – Value : احترام بگذاريد:

براي دوستان و اقوامي که شما را حمايت و تشويق کرده اند ، ارزش قايل شويد و هر کاري که از دستتان بر مي آيد براي آنها انجام دهيد.

 

X – X-Ray : اشعه ايکس:

با دقت و شبيه اشعه ايکس به قلب هاي انسانهاي اطراف خود بنگريد در نتيجه شما زيبايي و خوبي را در قلب آنها خواهيد ديد.

 

Y – Yield : اجازه دهيد:

اجازه دهيد که صداقت و درستکاري وارد زندگيتان شود. اگر شما در راه درستي حرکت کنيد درانتها خوشبختي را خواهيد يافت .

 

Z – Zoom : تمرکز کنيد:

زماني که خاطرات تلخ ، ذهنتان را پر کرده است ، به جاهاي شاد برويد . اجازه ندهيد که تلخي ها مانع رسيدن شما به اهدافتان شود. در عوض روي توانايي ها ، روياها و فردايي روشن تمرکز کنيد

|+| نوشته شده توسط آرمین در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 ساعت 21:8 |

از محالات اندیشه های كوچكم
 

راه خانه ات را نشانم بده
من به مهمانی تو از همه محتاج ترم

اگر فرسنگ ها از آب و هوای دلم دور باشی
هفت آسمان به نیت تو 
دعا می خوانم
و تمام زمین را پا برهنه می آیم . . .



. . . نذر دارم
تمام فاصله ها را گریه خواهم كرد
آغاز تمام رسیدن ها را
به تمام شاهراه های دلم
وصله خواهم زد
از محالات اندیشه های كوچكم
از دریچه های تنگ ناباوری خواهم گذشت
اگر حاجتم روا شود ...

هر شب تا ظهور یك نیم نگاه
زخم های داغ سر باز كرده ی نیاز تو را
نماز می خوانم
لحظه هایم را
تك به تك به دار تنهایی می كشم
و ترا به اعماق وجود
آنقدر بی دریغ

تا از حضور من چیزی جز آرزوی تو نبینم

|+| نوشته شده توسط آرمین در پنجشنبه یکم آذر 1386 ساعت 10:10 |

بازبینی مسیر موفقیت

                   همانطور که برای سفر کردن ابتدا مسیر را مشخص نموده و سپس راههای رسیدن را به آن را تعیین می کنید، در راه رسیدن به موفقیت نیز باید پروسه مشابهی را طی کنید. مسیر راه را همواره در دسترس نگه دارید و تلاش های خود را هر چند وقت یک بار مورد باز بینی قرار دهید.

                      در نظر داشتن تلاش هایی که انجام داده اید این امکان را برای شما فراهم می آورد که متوجه شوید چه اموری را به درستی انجام داده و چه اموری با مشکل مواجه بوده است. اگر در طول این سفر فردی هر چند وقت یکبار عملکرد خود را زیر ذره بین قرار دهید، می توانید به درستی طرح و برنامه خود را تعدیل کرده و مقصد را واضح تر ببینید.

                   هر چه بیشتر پذیرای شرایط جدید باشید و بهتر بتوانید خود را با آن وقف دهید، آنگاه با سرعت بیشتری قادر خواهید بود که به سمت اهداف و مقاصد خود حرکت کنید

|+| نوشته شده توسط آرمین در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 ساعت 16:0 |

مثبت باشید و منفی گرایی را از زندگی خود حذف کنید

              شاید به زبان آوردن مطلب فوق خیلی راحت تر از عمل کردن به آن باشد، اما راهکارهایی وجود دارند که با اتکا به آنها قادر به انجام چنین اموری خواهید شد.

               بهتر است در آغاز، از حذف کردن تاثیرات منفی، بر روی زندگی خود شروع کنید. این کار صد در صد عملی است و من خودم به شخصه آنقدر این امر را تمرین کرده ام که دیگر ذهنم به صورت اتوماتیک وار آنرا پی گیری می کند. اگر بخواهم تجربه شخصی ام را با شما در میان بگذارم، باید بگویم که پس از چندی توانستم زندگی ام را به طور کلی عوض کنم و به شادی و شادکامی دست یابم.

               زمانی که افکار منفی از زندگی رخت بربندند، راههای مثبت اندیشی پیش رویتان قرار خواهند گرفت. اطراف خود را با اشیائی پر کنید که به شما فایده می رسانند و در تقویت روحیه شما موثر هستند. همچنین وقت خود را نیز در کنار افراد مثبت گرا، موفق، و روشن فکر بگذرانید. به هیچ وجه نباید با کسی که همواره بدبخت و منفی نگر است، ارتباط برقرار کنید.

همیشه افراد مثبت اندیش را در کنار خود جمع کنید و سعی کنید تا آنجاییکه می توانید از تاثیرات نیک آنها بهره ببرید؛ اجازه دهید این افراد بر روی اخلاق و روحیاتتان تاثیر گذاشته و شما را جذب خود نمایند.

|+| نوشته شده توسط آرمین در جمعه هجدهم آبان 1386 ساعت 15:58 |